[شدو]دکتر پای لایرا رو معاینه کرد و گفت صرفا ضرب دیده، با اینکه کل زندگیم فقط کشتن و جنگ بلد بودم از دکتر خواستم بهم بگه چطور میتونم روی پای آسیب دیدش دارو بذارم و ببندمش تا سریعتر خوب بشه.موقع ناهار خودم غذاش رو میبردم توی تختش انگار جامون عوض شده بود و باخبر بودم که ایمی و بلیز گاهی موقع عیادت لایرا اومدن ، لبخند های مسخره میزدن.اما من فقط داشتم دینمو بهش ادا میکردم، هیچ حسی نبود من حتی نمیشناختمش...اما اگه میخواستم حقیقتو بگم سومین روز ازینکه صبح بلند شم و بیامو وضعیتش رو بررسی کنم ذوق داشتم.
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری
سلام, منو یادتونه؟!غزل هستم بعد از اینهمه مدت یهو به سرم زد که ی نگاهی ب نظراتتون بندازم.و ی باریکه ی امیدی وجودمو گرفت ک داستانمو ادامه بدم یکی از دوستان منو مورد ضربو شتم قرار داده بود اما کاملااا درک میکنم چون قبلا خودم یه نظر این چنینی برا یکی که داستانشو نصفه گذاشته بود فرستاده بودم،وق
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام دوستان.
سال نوتون مبارک
هرروزتان نوروز
نوروزتان پیروز![]()
ببخشید این قسمت یکم چرته فک کنم![]()
شرمنده اگه از انتظاراتتون پایینتر بود
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

اینم قسمت دوم...
شرمنده بابت تاخیر ،تقصیر من بود![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام به همگیی.
این قسمت یکم کمه و شرمنده بابتش
نیمه ی اول داستان یکم برای بعضیا خواب آوره ولی خب رومانتیکه.
نیمه ی دوم هم شوکه کنندست ![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری
آهنگ وب برای اولین بار بی کلامه،این اهنگ رو دیشب بار اول شنیدم و وقتی گوشش میدادم داستان رو نوشتم .
اگه میخواید دانلودش کنین،کلیک کنید روی اینجا
اسم آهنگ Eye water عه از Hiroyuki Sawano.
انیمه ی attack on titan.
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام به همگییی![]()
بازم من تصمیم گرفتم کاراکترا رو تو این قسمت آسفالت کنم![]()
رومی جونم با اینکه تبریک گفتم دو روز قبل،دوباره تولدت رو تبریک میگم عزیزم![]()
نظرا رو بعدا تایید میکنم بچه ها
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

بچه ها این هفته داستان نداریم....
هیچ مشکلی برام پیش نیومده ،فقط نتم رو به اتمامه![]()
شرمنده.
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام بچه هااا![]()
خوبید؟؟
راستی تا یادم نرفته این رو بگم که من اکثر مواقع توی این داستان شخصیت هارو انسانی تصور میکنم شاید به این علته که لباسم دارن شخصیتای مذکر،حالا شما هرجور راحتید تصور کنین![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام بچه ها!!
من خیلی دیر کردم ...
دلیلشم اینه که مریض شدم بعدشم که بهتر شدم سرم شلوغ بود برای انتخاب واحد ترم دوم![]()
خلاصه بازم شرمنده!
راستیییی فردا تولدمه!!شاید باورتون نشه،میرم تو نوزده سال!
دارم پیر میشم![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری