Light and love قسمت بیستم - تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 7:26
سهلااامدوستان فکر نکنین من تو خونه بیکارما،یه عالمه درسو مخش دادن بهمون!خلاصه بدبختیماین قسمت مجبور بودم یسری جاها که اتفاقی نمیوفته نگم ،یکم این قسمت حوصله سر بره چون من جزئیات رو میگم که بتونید تصور کنید.راستی آهنگ جدیدم گوش کنین
The legend of chaos keepersقسمت اول - تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 7:26
سلوممممیکی از دوستای من یعنی ورونیکا یه داستان نوشته و ما تصمیم گرفتیم که نوشتن از او،پست کردن از منآرررره فرانک و رومی از شوما الگو گرفتم
Light and love قسمت سیزده - تاریخ: 1398/10/9 ساعت: 13:38
سلام بچه ها!بابت تاخیر عذر میخوام.و فرانک تولدت مبارکایشالا صد ساله بشی!!
Light and love قسمت یازدهم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:03
سلام بچه هااااا!ببخشید خیییلی دیر شد چون من دوباره امتحان دارمو تازه تنبل هم هستم برای همین خیلی طول کشید.حس میکنم کلا جز این دوروز اخر هفته نمیتونم بنویسمولی احساس میکنم این قسمت یجورایی خفن شده و ط
سوال - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:03
بچه ها بنظرتون آهنگ رو عوض کنم؟؟خودم دوست ندارم آهنگا خودکار پخش شن ولی بلد نیستم یکاری کنم که خودکار نباشه.اگه اذیتتون میکنه برش دارم؟
Light and love قسمت دوازده - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:03
سلاااام به همگی!تو این قسمت با شخصیت جدید آشنا میشید.ایشون و داستانش(مخصوصا توی این قسمت) من رو یاد آهنگ envy از digital daggers میندازه.اگه نتونستید پیداش کنید توی کامنتا بگید که من سعی کنم یجوری بذارمش برای دانلود.راستی آهنگ جدید وب رو هم بگوشید.
یهچیزی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:03
بچه ها من قسمت دوازده رو اشتباهی دوبار پست کردم و دو نفر پست اول کامنت دادید ینفر اونیکی.یکیش رو پاک کردم خلاصه ....شرمنده ازون دو نفر که کامنتاشون هم پاک شد معذرت خواهی میکنم .و مرسی که فکر میکنید من
دوباره خببببر - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:03
سلاااامشب یلدای همتون مبارک بچه هااااامشب خداروشکر فکر کنم یکم بیشتر بخوابم!!به مناسبت این شب من گروه وب رو تاسیس کردماینم لینکش:کلیکراستی نگران نباشید که کامنتاتون رو تایید نکردمممدلیلش تنبلیهای
همگروه قسمت بیست و سوم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلااام بچه ها!شرمنده بابت تاخیره دوباره.من فقط شبا وقتم آزاده (و مخمم همینطور)دوباره جمعه شدبازم این قسمت یکم کوتاهه به دو دلیل1/این بخش فستیوال با این قسمت به پایان میرسه2/من خوابم میاد
طومار ۲ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلام به همگی!!!این پسته الکیه جهت مسخره بازی ساعت ۱:۵۹صبح!!!بچه ها من آدرس وبای سونیکی که قدیما لینک کرده بودم چک کردم و همه فعال نیستن بجز یه نفر....فک کنم من موندم تو این فندوم و خودم...یه لحظه خیلی
Light and love قسمت هشتم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلاااام.حال شما.بازم جمعست و من خستم.فقط ده بار بجای آرتور نوشتم سونیک.از علائم خستگیه دیگه...
رز سیاه قسمت آخر(واقعا آخر) - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلام بچه ها ببخشید دیروز داستان نذاشتم،یکم سرم شلوغه چند وقته.خلاصه این شما و این هم رز سیاه.من واقعا این داستان رو دوست داشتم.هرچند الان که تهشه اعتراف میکنم ایده اولش از خودم نبود و یجورایی الهام گر
همگروه قسمت بیست و چهارم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلام بچه ها.خداروشکر که من بالاخره تصمیم گرفتم روی همگروه یه حرکت جدی بزنم.
Light and love قسمت نهم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلاام.من دوباره مریض شدم ولی گفتم اگه نذارم الان میگید دارم چاخان میکنم و اینا...خلاصه به هر زوری بود نوشتمش
خبر - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلام بچه ها بنا به دلایل شخصی نمیتونم این هفته داستان بذارم ببخشید...چون به همون دلایل میدونم اگه سعی کنم بنویسم هم خراب میکنم پس شرمنده بچه هاپ ن:میزان کامنتای لایت لاو اصلا راضی کننده نبود اولین بار بود که دیدم انقد کم نسبت به داستان واکنش نشون دادید
Light and love قسمت دهم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:28
سلاااام بچه ها!!!عجب شانسی!هفته پیش نت نبود قبلشم من نتونستم داستان بذارم.شرمنده خلاصه.(فعلا همگروه رو تا اطلاع ثانوی و اینا نمیذارم.روند لایت اند لاو خیلی کنده میخوام زود برسیم به جاهای مهم)
درباره ادیتها - تاریخ: 1397/8/23 ساعت: 14:43
سلام و صد سلام به دوزتانی که هنوز اینجا کشیک میدن ب دنبال داستان. بچه ها اینکه قسمت بعدیداستان رو باید بنویسم سرجاشه اما تصمیم گرفتم یسری چیزایی که الان از بودنشون تو همگروه راضی نیستم رو عوض کنم شایدم یچیزایی رو اضافه کنم.چون بهرحال نوشته مال سالهای قبله و الان ک میخونم میفهمم چقدر ایراد داره.ممکنه...
همگروه قسمت بیست و یکم - تاریخ: 1397/8/23 ساعت: 14:43
با سلام خدمت دوزتان گرامی. والا خواستم لایت و لاو رو بنویسم یهو نمیدونم چرا دستم رفت رو همگروه
رز سیاه فصل دو قسمت دوم - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 3:02
ب مارگاریت اشاره کردم:به راهتون به سمت پایتخت ادامه بدید ،و بعد بهترین طبیب رو براشون پیدا میکنید .چون من حتما میخوام ایشون رو زنده ببینم.اینها رو که گفتم سمت اسب رفتم ک یهو انگار جون از پاهام رفت داشتم ول میشدم رو زمین که شدو من رو گرفت:حالتون خوبه؟!؟من که تازه ب خودم اومدم آروم گفتم:آه....آره...شد...
صحبت - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 3:02
در این پست میخوام یه توضیحاتی راجب انیمه بدم و اونایی که معتاد نیستن رو معتاد کنم.اولین سوالانیمه چی هست؟ اَنیمه یا آنیمه (به ژاپنی: アニメ) یک سبک ازپویانمایی است که خاستگاه آن ژاپن بوده و به طور معمول بر مبنای مانگاها ساخته میشود (که در این صورت انیمانگا نامیده میشوند). انیمهها دارای خصوصیاتی از قبیل...